معرفی‌ای کوتاه بر کتاب آچار فلسفه

معرفی کوتاه بر ساختار کتاب

این یک کتاب میان‌بر به فلسفه است. ما همه با کتاب‌های مفصل و «طولانی‌بر» آشنا هستیم – جاده‌های طولانی و پیچ در پیچ به طرف ایده‌هایی که متن‌های کلاسیکی مانند نقد عقل محض کانت، محاورات افلاطون، و منطق ارسطو ارائه می‌کنند. این‌ها فقط چند نمونۀ اسطوره‌ای و «فاخر» از میان انبوه کتاب‌های فلسفی هستند. اما اگر عملاً وقت (یا شاید تمایل به) خواندن این آثار را نداشته باشیم، چی؟ یا اصلاً اگر لحظه‌ای تند برویم و بگوییم عملاً نیازی به خواندن آن‌ها نداریم چی؟ شاید فقط به بیرون کشیدن و بررسی کردن چند ایدۀ معدود نیاز داشته باشیم. آن وقت چه باید کرد؟ اصلاً بیاییم و بگوییم بخش بیشتر میلیون‌ها صفحه متن فلسفی، اعم از عالی و متوسط و معمولی، اضافی هستند و در آن‌ها فقط تکه‌های نسبتاً کوچکی از بینش وجود دارد، چی؟ گفتن این حرف‌ها ممکن است شرم‌آور به نظر برسد، ولی فلسفه همین‌طور است. می‌توانید هزاران صفحه بخوانید و فقط به یکی دو ایده بربخورید. تازه حتی بعدش هم معلوم می‌شود که آن ایده‌ها غالباً به طرز بدی ارائه شده‌اند – شاید به این علت که فیلسوف تلاش می‌کرده با بینش خودش کنار بیاید، یا به این علت که آن بینش فلسفی در آن زمان نصف و نیمه از کار درآمده.
فلسفه، تقریباً بیشتر از هر رشتۀ دیگری، تن به کتابی مثل این می‌دهد. کتابی که در آن هزاران سال اندیشه، و همین‌طور هزاران صفحه تأمل و ژرف‌نگری، به فشرده‌ترین و تقطیرشده‌ترین شکل در می‌آید، و در قالب چند صد کلمه و حتی پس از آن، در قالب یک «اشارۀ» یک پاراگرافی جای می‌گیرد. مطمئناً ایده‌های بزرگ فلسفه فراتر از آن هستند که بشود آن‌ها را در چند کلمه خلاصه کرد. ولی هیچ ضرری ندارد که برای برجسته کردن اندیشه‌های اساسی و بیان عصارۀ مفاهیم فلسفی، به‌طور دقیق و فشرده به جنبه‌های کلیدی اشاره کنیم. به علاوه، این یک کتاب مرجع کوچک هم نیست که قرار باشد تاریخ این رشته را خلاصه کند. بلکه بیشتر، یک طرح خاص و استثنایی است – نقشه‌ای است از 100 نقطۀ تاریخی. البته این نقاط تاریخی از هم دور هستند. ولی ما مثل یک راهنمای توریستی واقعی، آموزش‌ها و راهنمایی‌هایی در اختیار خواننده قرار می‌دهیم، که چطور به آن‌ها برسد و وقتی به آن‌ها رسید، چه کار کند.
ساختار کتاب

100 اشاره یا نفوذ فلسفی، به ترتیب تاریخی تنظیم شده‌اند، به این دلیل که خُب به هر حال باید یک جوری مرتب می‌شدند. مطالعۀ تاریخ فلسفه نشان می‌دهد که در هر صورت، فلسفه از این جهت، منحصر به فرد است که از پیشروی منظم و بی‌وقفه در طول زمان سرباز می‌زند و این‌طور نیست که با گذشت زمان، به‌طور ثابت، عمق و غنای فکری بیشتری پیدا کند. در حقیقت باید گفت متفکران باستان همچنان پهلو به پهلوی پیروان اخیر خود پیش می‌روند و در واقع یک جورایی از آن‌ها بهتر هستند. با این حال، از آنجا که فلسفه تا حدودی یک فعالیت پیشرونده است، گاهی مفید است که ببینیم ایده‌ها در طول زمان چطور تحول پیدا کردند، و مباحث فلسفی طی قرن‌ها چگونه شکل گرفته‌اند و تغییر حالت داده‌اند.

چاپ نسخه انگلیسی کتاب تاریخ واقعی ظهور زرتشت در اروپا

دسامبر 8, 2019

چگونه عکس‌هار رنگی برخی کتاب‌ها را در سایت دانلود کنم؟

دسامبر 8, 2019

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *