داخل رو نگاه کنید
10 %

خشم و بخشش

خشم و بخشش: رنجش، سخاوت، عدالت


نوسبام که قبلاً هوشمندی احساسات را تجربه کرده و به اعتقاد من صریح‌ترین فیلسوف معاصر است، بحث می‌کند که علی‌رغم تاریخ طولانی تلقی خشم چون چیزی که به لحاظ اخلاقی توجیه‌پذیر و نشانه‌ی مفیدی از وقوع خطاست – از نظر هنجاری – خشم واکنشی نادرست است که احساسات عمیق‌تر و پیچیده‌تر ما را می‌پوشاند و مانع آشکار شدن آنها می‌شود. بخشش که نوسبام آن را «تغییری در ضمیر قربانی، که خشم و رنجش را در واکنش به اعتراف و ندامت فرد خطاکار کنار می‌نهد» تعریف می‌کند، و به گزاره‌ای تعاملی متمایل می‌شود که در آن فرد خطاکار ، باید از طریق اعتراف و پوزش به تأیید اخلاقی فرد قربانی دست یابد. نوسبام مشخصات و پارادوکس‌های خشم را چنین خلاصه می‌کند: خشم احساسی است که به‌طور غیرعادی پیچیده است زیرا هم درد را در خود دارد و هم به دلیل چشم‌انداز خوشایند تلافی، لذت را … خشم همچنین مرجعی دوگانه دارد – برای فرد یا جمع و یا برای یک کنش خاص … کانون خشم کُنشی است که به هدفی نسبت داده می‌شود که همانا آسیب ناشی از کنشی خطاکارانه است.

– ماریا پوپوآ نویسنده‌ی سرشناس رومانیایی، آمریکایی در ادبیات و هنر

در این کتاب به‌جا، مارتا نوسبام استاد ممتاز دانشگاه شیکاگو، به‌کارگیری خشونت را به عنوان احساس ناشی از خشم، و فصل مشترک آن‌ها را مورد کاوش قرار می‌دهد. نوسبام خشم را از رنجش، اندوه و سایر احساسات متمایز می‌کند. در حالی که رنجش مستلزم اعاده‌ای مربوط به فقدانی در گذشته است، خشم نشانه‌ی واکنشی به فرد پرخاشگر است. این‌دو، هرچند به‌طور جدایی‌ناپذیری درهم پیچیده شده‌اند اما از کانال‌های متفاوتی متحول می‌شوند. نوسبام به توازن دیگری مابین خشم و نفرت توجه می‌کند: نفرت طرف دیگر را محو می‌کند اما خشم راه فریاد عمومی را برای شنیده شدن هموار می‌سازد… با این تمایزات، نوسبام خشم را احساسی می‌داند که در جستجوی تلافی است اما می‌تواند با امکان‌سنجی بخشش مفید باشد.

– ماکسیمیلیانو ای. کارستانج ، استاد برجسته‌ی اقتصاد دانشگاه پالرموی آرژانتین



Subscribe
Notify of
guest
Inline Feedbacks
نمایش تمام نظرات